محمد قنبرى
32
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
خداوند گمراهى او را خواسته باشد او را به دامان استحسان و تقليد و تأويلهاى جاهلانه افكنده و هر كس خداوند هدايتش را خواهان باشد او را با يقينى استوار به سرچشمه كتاب و سنت پيامبر رهنمون سازد . در مقطع پايانى مقدمه ، كلينى از درخواست اين دوست ناشناس ياد مىكند كه كاش كتابى نگاشته مى شد كه در همه زمينههاى دينى ، روايات صادقين و سنتهاى الهى را در خود جمع داشت و بدين ترتيب ، اختلاف بين روايات كه عامل سردرگمى در بسيارى مسائل است بر چيده شده و مرجعى براى هر جوياى حقيقتى شود . سپس كلينى به اين درخواست جواب مثبت داده و معيارهاى گزينش حديث را در اين كتاب ياد مىكند . معيارهاى گزينش حديث دربارهء معيارهاى كلينى در گزينش روايات ، ديدگاه گوناگون و گاه متضادى مطرح شده است . برخى با استناد به روايتهايى در تأييد كافى يا هم عصر بودن كلينى با نواب امام زمان ، تمام رواياتش را درست و غير قابل مناقشه شمرده « 1 » و در مقابل ، برخى ديگر با اتهام كلينى به گزينش سليقهاى ، اعتبار كتابش را بهطور كلى خدشه دار كردهاند . « 2 » با اين حال ، كمتر كسى از دانشمندان شيعى از اخباريان گرفته و اصوليان با صراحت به خود اجازه رو در رويى با كلينى و نقد جدى وى نموده ، گرچه در مواردى ، بهويژه هنگام ناسازگارى دو روايت ، عملًا به روايتى از كافى عمل ننموده باشند ، حتى كسانى چون محقق نراقى از شخصيتهاى بارز اصولى نيز گاه همانند اخباريان بر درستى تمام روايات كافى اصرار ورزيده « 3 » و از محقق نايينى نيز نقل شده كه بررسى و گفتوگو در سندهاى كافى كارى ناممكن است . « 4 » پيش از پرداختن به معيارهاى نقد كلينى نبايد فراموش كرد كه دانش دراية الحديث در آن دوره هنوز شكل نگرفته بود و دانش رجال نيز گامهاى نخستين خود
--> ( 1 ) . ر . ك : نورى ، همان ، ج 3 ، ص 470 . ( 2 ) . ر . ك : همان ، ج 3 ، ص 485 . ( 3 ) . ر . ك : انصارى ، فرائد الأصول ، ج 1 ، ص 240 - 241 . ( 4 ) . ر . ك : خويى ، معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 81 .